خرید بک لینک

زمانی که در حال رشد به سوی بلوغ هستیم، از والدین خود قدردانی می‌کنیم و به آنها عشق می‌ورزیم، اما به طور همزمان اغلب تمایل داریم آنها را بدیهی فرض کنیم (York, 2019). اما همانطور که مادران و پدران ما پیر می‌شوند و ما متوجه می‌شویم که زندگی آنها برای همیشه دوام نمی‌آورد، نگرانی و احترام عمیق‌تر ما نسبت به والدینمان صعود می‌یابد. به همین ترتیب برای کل بشریت: آگاهی روزافزون از شکنندگی قریب‌الوقوع و زوال مادر زمین وجود دارد..

ما شاید در خط مقدم معنوی این آگاهی در حال توسعه در مورد سیاره در حال مرگ باشیم و ظهور مجدد بت پرستی به عنوان یک دینداری آگاهانه تنوین‌شده، یک پاسخ طبیعی و به ظاهر اجتناب‌ناپذیر باشد.

بت پرستی اکو مرکزی

در حالی که هیچ تعریف جهانی برای «بت پرستی» وجود ندارد، سه قابلیت پارادایماتیک آن عبارتند از:

1- احترام به طبیعت

2- یک تأکید دنیوی

3- درک جسمانی- معنوی از الوهیت

از دیگر نشانه‌های بت‌پرستی می‌توان به شناخت افسون و ارزش لذت، کثرت‌‌گرایی خدایی و یک روحیه انسانی هشیارکننده و غیرِ انسان‌محور است. با این حال، این سه کانون مرکزی هستند که با هم بسیار مهم هستند و یک درک بوم‌مرکزی بت‌‍پرستی را تشکیل می‌دهند.

خطر زیست‌محیطی سیاره ما ممکن است به عنوان یک انگیزه اصلی در پشت سؤال در حال ظهور ادیان اصلی سنتی (مانندا بودا و کنفسیوس و ادیان ابراهیمی) دیده شود و میل قابل توجهی در این ادیان، برای رد دقیق معنویت نهادی یا جابجایی یک پویایی معنوی ایجاد شود، همانطوریکه در بت پرستی - امر مقدس را بی واسطه، محسوس و فراگیر می‌دانند؛ که درونی و بیرونی است و خود و دیگری را در بر می‌گیرد. گرچه در اینجا آقای یورک ادعا می‌کند که بت پرست بی واسطه با خداوند ارتباط برقرار می‌کند اما در قران آمده که انسان از رگ گردن به خدا نزدیکتر است (الله اقرب من حبل الوريد). اما نظر آقای یورک درست است که می‌گوید که خدا در ادیان غالب قابل لمس و حسی و دست یافتنی نیست.

بت پرستی به نوعی دوگانگی است نه به معنای دکارتی، بلکه در تجلیل از امر طبیعی و همراه- طبیعی، یعنی هم بعد مشاهده و اندازه‌گیری تجربی و هم بعد استعاره هستی شناختی و تجربه جادویی نوین. برای بسیاری از بت‌پرستان معاصر، سنتی و/یا بومی هر دوی این ابعاد نقش مهمی در کمک به جهانی ایفا می‌کنند که باید به عنوان زنده، سالم و دقیق مورد احترام قرار گیرد. همانطور که پاتریک کوری (Patrick Curry) می‌گوید، "ما نیز موجوداتی طبیعی هستیم که از زمین بیرون آمده‌اند".‌‌‌ در واقع، به عنوان انسان، ما به معنای واقعی کلمه «زمین‌نشین» یا «فرزندان زمین» هستیم – انسان و هوموس واژه‌های هم خانواده‌ای هستند که از ریشه هندواروپایی *dhghem، «زمین» مشتق شده‌اند. تصور بت‌پرستی از مادر زمین را می‌توان با درک آلدو لئوپولد از آن مقایسه کرد - به عنوان جامعه‌ای از اجزای متقابل وابسته که شامل «خاک، آب، گیاهان و حیوانات، یا در مجموع: زمین» است. لازم است یادآوری شود که زرتشت عناصر چهارگانه آب، هوا، خاک و آتش دارد اما بت‌پرست نیست (York, 2019).

بدون هیچ مرجع نهادی مرکزی برای مابتدایت بخشیدن به عضویت یا هویت، در وضعیت کنونی یک بت‌پرست در غرب به کسی تلقی می‌شود که خود را به عنوان یکی از این افراد اعلام کند. در برآیند، طیف وسیعی از تمایز در میان مشرکان وجود دارد - با دیدگاه‌هایی از ارزش‌گذاری افلاطونی و/ یا نوافلاطونی امر متعالی و در عین حال انکار ماده (مشابه ادعای هندو مبنی بر اینکه تمام واقعیت تجربی مایا یا توهم است) تا سکولار یا رد «مذهب سبز تیره» هرگونه ماوراء طبیعی (شاید مطابق با موضع الحادی فردی مانند ریچارد داوکینز یا کریستوفر هیچنز).

"طبیعت- شهری" واقعی شهری است که در آن جهان طبیعی به خاطر خود طبیعت به آن ارزش قائل شود و دیگر به عنوان منبعی نامحدود برای استثمار انسان تلقی نشود و در آن بشریت به عنوان طبیعت استثنایی و «خارج» دیده نشود، اما به عنوان بخشی جدایی ناپذیر و مسئول از کل شبکه وابسته به هم طبیعت در نظر گرفته شود. اگرچه استثنائاتی وجود دارد (همانطور که تقریباً برای هر ادعای جهانی وجود دارد)، بت‌پرستان به دنبال فرار نجات بخشانه از جسمانیت نیستند. در عوض، آنها تلاش می‌کنند تا شگفتی افسون را در بازسازی و حفظ تعادل طبیعی طبیعت در آینده، همراه با درک دقیق از اینجا و اکنونِ زندگی، بگنجانند (York, 2019).

نقل از کتاب باورها و فلسفه محیط زیستی بشر اثر دکتر نائیجی

برچسب: نویسنده: روژان کریمیان تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:30

صفحه بندی