اعمال و رفتار بشر تحت تاثیر افکاری است که در زمینه ذهن و یا پس زمینه ذهن آنها است. هر قومی بنابر موقعیت جعرافیایی خودش دارای برداشت خاصی از زندگی است. اگر فکر نوینی هم بیاید، تا نسلها باز آن افکار قدیمی در ذهن آن مردم است زیرا افکار قدیمی باز از طریق شعر و آیینها به آینده منتقل میشوند، هر چند که ممکن است کمرنگ شوند. افکار قدیمی الزاما نادرست نیستند. متاسفانه گاهی افکار قدیمی میتوانند مفیدتر برای خود بشر باشند. از طرفی وقتی فکر بهروزی بوجود میآید و افکار قبلی را پاک میکند، ممکن است موقتا خوب باشد ولی بعد از 2 دهه به اشتباه بودن آن پی میبرند. اما دو دهه، زمان طولانی است تا طبیعت کشوری نابود شود. الان ما بیش از 200 سال است که انسان محور هستیم و این فکر زیان آور است اما تلاشها برای عقبراندن آن با ناکامی قابل ملاحظه ای همراه است و پیشرفت برنامه و فکر طبیعت محوری این قدر کند است که نمیتوانند جلوی بحران آب و هوایی را بگیرند.
طبیعت مقدس: کمک بت پرستی به اخلاق زیستمحیطی
آگاهی از فصولِ سال، بخش مرکزی بت پرستی است، دینی که در زمانهای اخیر به سرعت در حال رشد است. در دنیایی که تحت تسلط تکنولوژی روزافزون است، مردم با دعوت بت پرستی برای بازگشت به طبیعت برای الهام گیری معنوی خبردار میشوند( این نظر خانم فنگ است و این کتاب دیدگاههای دیگران را برای گزارش وضعیت افکار غالب یا پراکنده جهان منعکس میکند و نظر مولف این کتاب نیست).
کلارا فنگ (Fang, 2015) به عنوان یک مسیحی بزرگ شد، سپس به مدت ده سال به عنوان یک بودایی تمرین کرد، متوجه شد که بتپرستی قویترین اخلاق زیستمحیطی را بیان میکند، اخلاقی که ما در دنیایی در معرض خطر، به شدت به آن نیاز داریم.
همانطور که در مسیحیت تنوع وجود دارد، بتپرستی نیز اصطلاحی است که سنتهای بسیار متفاوتی از سراسر جهان را در بر میگیرد. در حالی که مذاهب بومیان آمریکا و مذاهب بومی آفریقا گاهی بتپرست در نظر گرفته میشوند، اغلب کلمه بت پرست برای توصیف ادیان اروپایی پیش از مسیحیت و احیای مدرن آن از دهه 1960 و به بعد استفاده میشود. از آنجایی که فرهنگهای بومی باستان سوابق بسیار کمی از خود به جای گذاشتهاند، مشرکان امروز، از دینی تازه مطابق سنتهای قدیمی و حساسیتهای معاصر پیروی میکنند. مشرکان معمولاً معتقدند که امر الهی در طبیعت آشکار است، امر الهی مردانه و مؤنث است و از ساختارهای قدرت ظالمانه دوری میکنند. تاکید بتپرستی بر طبیعت و امر زنانه، آن را بسیار متفاوت از ادیان مسلط در روز جاریی میکند.
اعتقاد به مقدس بودن طبیعت، اساسیترین اصل بت پرستی است. خدا در همه چیز جهان نفوذ میکند، از نور ستارگان گرفته تا علفهای هرز روییده در پیاده رو. این مسئلهای که خانم فنک به عنوان بتپرستی بیان میکند، در اسلام هم دیده میشود. زیرا در اسلام بیان شده که تمام موجودات خداوند را عبادت میکنند و شامل انس و جن و اشیا میشود. در ادامه مسلمان زمان دعایشان را با احوال خورشید در 5 وعده تنظیم کردند. فنگ ادامه میدهد و میگوید رابطه با خداوند، لزوماً رابطه با طبیعت است و از آنجایی که طبیعت در اطراف ما و در ادامه در درون ما وجود دارد، هیچ کلیسا، جماعت یا مراسم خاصی برای تجربه الهی لازم نیست ( این نظر خانم فنگ است و این کتاب دیدگاههای دیگران را برای گزارش وضعیت افکار غالب یا پراکنده جهان منعکس میکند و نظر مولف این کتاب نیست).
گفتن اینکه طبیعت مقدس است، پیامدهای بسیار زیادی برای نحوه ارتباط ما با آن دارد. مقدس بودن چیزی دلالت بر برکت یا تایید خدایی دارد، کمیاب و گرانبها است، احساسات خویشاوندی و محبت را القا میکند و در قالب اعمال، نیازمند فداکاری است. بیایید هر یک از این معانی را با دقت بیشتری ارزیابی کنیم.
یک شیء، موجود یا مکان مقدس، چیزی است که توسط نیرویی برتر برکت یافته است. خداوند آن را به این صورت تعیین کرده است که از بین بردن یا تغییر آن، اگر بدون مشورت با الهی انجام شود، حرمت شکنی تلقی میشود ( به نظر مولف کتاب، چه بسا کشتن حیوانات حلال گوشت در اسلام با نام خدا بر پایه همین ادله باشد یا ممنوعیت شکار تفریحی در اسلام و حتی روزه اجباری در حین شکار تفریحی در ماه رمضان و ندادن ارفاق به مسلمان). برای بومیان آمریکا، برخی کوهها و درهها مکان مقدس خدایان هستند. مردم برای جستجوی مکاشفه معنوی به بیابان میرفتند، و اگر بیش از حد جسارت و دستکاری میکردند، خطر آسیب و مرگ آنها را تهدید میکرد. محدودیتهایی که طبیعت بر انسان تحمیل میکند، حس احترام به مکانهای خاص و قدرت خود طبیعت را القا میکند (Fang, 2015).
وقتی میگوییم چیزی مقدس است، منظورمان این است که کمیاب و گرانبها است و بنابراین باید با دقت با آن رفتار کرد. در سنت یهودی-مسیحی، کتاب مقدس، مقدس است. این تنها کتابی است که دارای حجت الهی است و هیچ کتاب دیگری از اهمیت خاصی برخوردار نیست. در کلیسای کاتولیک، بقایای قدیسان، مانند استخوانها یا بقایای موی قدیسان، مقدس تلقی میشوند. مقدسترین اشیاء به نمایش گذاشته نمیشوند و فقط در مراسم یا جشنهای خاصی که در آن حضورشان جشن گرفته میشود، بیرون آورده میشوند.
چیزی که مقدس است چیزی است که احساسات خویشاوندی و عشق را القا میکند. شخص یا شیء مقدس چیزی نیست که از راه دور پرستش شود، بلکه کسی است که ما با او رابطه شخصی و صمیمی داریم. مقدس بودن کتاب مقدس، ما را دعوت میکند تا آن را بخوانیم و آموزههای آن را در زندگی خود بگنجانیم. وقتی میگوییم ما چیزی را مقدس میدانیم، منظورمان این است که آن چیز عمیقاً بخشی از آن چیزی است که ما هستیم، مانند خاطره یکی از عزیزان فوتشده، حقایقی که ما آنها را بدیهی میدانیم و حقوقی که اصلاً از آنها با تمام هزینه دفاع میکنیم. بر خلاف توجه ما به یک رهبر سیاسی یا یک نهاد مدنی برای مثال، این نوع پیوند معنوی با اشیای مقدس منحصر به فرد است. شیء مقدس بر احساسات ما تسلط دارد به نحوی که اشیاء غیر مقدس اینگونه نیستند (Fang, 2015).
در نهایت، امر مقدس الهام بخش است، حتی در قالب اعمال اقتضا میکند. در مسیحیت، عبادت میتواند به شکل دعا و حضور در مراسم کلیسا باشد. در بودیسم، فداکاری میتواند به معنای کمک به تمیز کردن معبد یا دادن پول برای حمایت از آن باشد. اما معنادارتر، عبادت دینی شامل گنجاندن آموزههای مقدس در زندگی ما از طریق زندگی مطابق با راهنماییهای دین، مراقبت از دیگران و انجام کارهای خیریه است. همین اصول در مورد بت پرستی نیز صدق میکند. عبادت آیینی بت پرستان شامل مراسم، دعاها و سرودها است، اما شامل گنجاندن آموزههای آن در زندگی روزمره نیز میشود. از آنجایی که بت پرستان معتقدند طبیعت مقدس است، اعمال فداکاری ممکن است شامل پرورش یک باغ، نگهداری از یک پارک محلی، کارآمدتر کردن خانه در مصرف انرژی یا شرکت در فعالیتهای زیستمحیطی باشد. به عنوان نوعی از خودگذشتگی، مراقبت از طبیعت (یا حداقل کمک نکردن به تخریب آن) به اندازه مراقبت از عزیزان مهم میشود (Fang, 2015).
راه مهمی که بت پرستان به طبیعت ادای احترام میکنند، جشن گرفتن یک سال مقدس است. با گسترش مسیحیت در سراسر اروپا، بسیاری از تعطیلات بت پرستی در مسیحیت ادغام شدند. مانند سایر ادیان، اعیاد بت پرستی جامعه را گرد هم میآورد و چرخه مرگ و زندگی را به ما یادآوری میکند. سال مقدس در انقلاب زمستانی آغاز میشود (شب یلدا و تولد مسیح)، تاریکترین روز سال که علاوه بر این آغاز بازگشت به روشنایی است. انقلاب زمستانی زمان تفکر است. انرژی ما به دلیل تاریکی کم است، اما ایمان داریم که نور در حال بازگشت به زمین است. تزئین با گیاهان همیشه سبز و روشن کردن شمعها نمادی از ادامه زندگی در تاریکترین زمان سال است.
دومین تعطیلات ایمبولک (Imbolc) است که در 2 فوریه (12 بهمن) جشن گرفته میشود و مصادف با روز گراندهاک (Groundhog) است. ایمبولک در زمان سرمای شدید، یخ و برف میافتد، اما در اعماق زمین زندگی ابتدا به تکان میکند و ساعات روشنایی روز ابتدا به صعود میکند. ایمبولک رشد نور و ظهور اولین نشانههای بهار را جشن میگیرد. ایمبولک منشا ایرلندی دارد و از زمان سلتیک و یادگار دوران بت پرستی است. روز گراندهاک روزی است که در دوم فوریه جشن گرفته میشود. بنا به آداب و رسوم اگر هنگامی که یک موشخرمای کوهی آمریکا در این روز از مخفیگاه خود خارج شود و هوا ابری باشد، بهار بهزودی فراخواهد رسید؛ اگر آفتابی باشد، فرض است که سایه خودش را خواهد دید و به مخفیگاه خویش برمیگردد و هوای زمستانی برای ۶ هفته بیشتر ادامه پیدا خواهد کرد.
اوستارا (Ostara) یا اعتدال بهاری تقریباً در زمان عید پاک (21 مارس حدود اول فروردین) جشن گرفته می شود. طول روز به اندازه شب رسیده است و آغازش مساوی با طولانیتر شدن روزها است. خرگوشها، تخم مرغهای رنگشده و سایر نمادهای باروری بخشی از اوستارا و علاوه بر این عید پاک هستند. اوستارا زمان رشد و گسترش، کاشت چیزها و آغاز زندگی است.
بلتان (Beltane)، در اول ماه مه (11 اردیبهشت)، شکوه جامع بهار را جشن میگیرد. زندگی در هر درخت، گیاه و جوانه موج میزند. حیوانات جوان متولدشده در اوایل بهار به بلوغ جنسی میرسند. جوانان به جنگل میروند تا گل جمع کنند و عاشق شوند. روبانهایی دور میلهها پیچیده شدهاند تا نمادی از پیوند زن و مرد، زندگی و مرگ باشد. انقلاب تابستانی طولانیترین روز سال است و پس از آن روزها کوتاهتر میشوند. نیمه تابستان زمان رشد، نیرو و قدرت است. در شب نیمه تابستان برای جشن رسیدن خورشید به اوج خود آتش روشن میشود. روز خوبی برای رسیدن به اهداف است.
لاماس (Lammas)، در 1 اوت یا اگوست (10 مرداد)، اولین جشن برداشت محصول است. میوههای تابستانی رسیده هستند، از جمله ذرت و گندم. نان درست میشود و جامعه برای خوردن آن جمع میشوند. نمایشگاههای کشاورزی و سایر جشنهای اجتماعی به جشن پرباری اواخر تابستان کمک میکنند.
مابون (Mabon)، اعتدال پاییزی، زمانی را بیانگر است که شبها طولانیتر از روزها میشوند. نشانههای پاییز همه جا دیده میشود و برداشت با جدیت در حال انجام است. وقت آن است که از نعمت طبیعت تشکر کنیم و از سوی دیگر قدرت تاریکی را تا بازگشت اوستارا تصدیق کنیم.
سامهین (Samhain) آخرین روز مقدس سال مقدس و زیربنای هالووین است. محصولات نهایی برداشت میشوند، باغها در بستر قرار میگیرند و انبارها برای ماههای سرد پیش رو ذخیره میشوند. گفته میشود که حجاب بین دنیای مردگان و زندهها در شب تمام هالو نازک است و ما برای بزرگداشت مردگان فانوسهای جک (jack-o-lanterns) به راه میاندازیم.
آیا دنیای مدرن طبیعت را مقدس میداند، چیزی با برکت، کمیاب و گرانبها، که با خویشاوندی و محبت مورد توجه قرار گیرد و از طریق اعمال فداکاری از آن مراقبت شود؟ نه. در زمان حاضر، ما کوه ها را برای استخراج زغال سنگ و درههای سیلابی را برای تولید برق با بی اعتنایی مفصل به اهمیت معنوی یا فرهنگیِ آنها منفجر میکنیم. به جای اینکه منابع طبیعی را کمیاب و گرانبها بدانیم، جنگلهای بیشماری را طوری قطع کردهایم که انگار همه آنها غیرقابل استفاده هستند، گونههایی را که زمانی آنقدر فراوان بودند که تمام نشدنی تلقی میشدند- منقرض شدهاند و جو و اقیانوسهای ما را بهگونهای آلوده کردهاند که گویی آنها ظرفیت بی پایان کار برای جذب زبالههای ما را دارند اما ما به این درک میرسیم که منابع طبیعی بی اتمام نیستند، انعطاف پذیری طبیعت حدی دارد، و وقتی به جهان هستی نگاه میکنیم، در مییابیم که زندگی به طور غیرقابل محاسبه کمیاب و ارزشمند است(Fang, 2015).
علاوه بر این همه تخریبهای زیستمحیطی، برای اولین بار، انسانها آب و هوا را تغییر میدهند و ریتم فصول را تغییر میدهند. بخشی از نظم طبیعی که پیش از این تصور میشد فراتر از تمام قدرت انسان است، اکنون بهطور اساسی توسط رفتار ما تغییر کرده است و پیامدهای شدیدی برای تمام حیات روی زمین دارد. مانند بریدن یک بیشه مقدس، سد کردن یک رودخانه مقدس، یا طغیان یک دره مقدس، آنچه قبلاً باعث ایجاد هیبت و احترام، عشق و فداکاری میشد، در خدمت نیازهای انسان از بین میرود.
احساس قدسی صرفاً افزودنی خوب به زندگی پرمشغله همراه با لذتها و تعهدات دیگر نیست. برای وجود ما به عنوان انسان، اساسی است. امر مقدس به اشتیاق عمیق در ما پاسخ میدهد که بخشی از چیزی بزرگتر از خودمان باشیم و احساس کنیم عضوی از اجتماع زندگی هستیم. همانطور که مری ایولین تاکر در Worldy Wonder مینویسد: "زیرا اگر زمین به نوعی مکاشفهای مبهم از رمز و راز نباشد، واقعاً انسان کجا راز را خواهد یافت؟ و اگر انسانها این ماتریس شگفتانگیز اسرار را نابود کنند، کجا منابع الهامی را پیدا خواهیم کرد که ما را به سوی وسعت غیرقابل درک و قدسی هدایت میکند؟". حس شگفتی جوابگوی بخش طولانیتر زندگی ما است، چیزی فراتر از زندگی معمولی، در این صحنه پر از شلوغی زندگی، خریداری و معاشرت به ما میدهد.. ما فراتر از ارضای نیازهای فیزیکی خود، به ارتباطات عاطفی، هدف و معنویت نیاز داریم. رابطه با امر مقدس این نیازها را برآورده میکند.
جهان روز به روز تجربه مقدسات را در زندگی روزمره دشوارتر کرده است. ساختمانها و جادهها جایگزین مزارع و جنگلها میشوند. فن آوری باعث شده است که به راحتی در خارج از خانه شرکت نکنید یا با افراد رو در رو تماس نگیرید. ما بیش از نود درصد از زمان خود را در داخل خانه به دور از هرگونه تماس با طبیعت میگذرانیم. حتی غذایی که ما میخوریم، که همیشه نزدیکترین پیوند ما با طبیعت بوده است، به گونهای ساخته و فرآوری میشود که از تمام حسهای منشأ آن جدا شود. اما اگر به خود اجازه دهیم نگاه کنیم، مقدسات در اطراف ما هستند. ما برای پیدا کردن آن نیازی به رفتن به کلیسا یا بیابان نداریم. ما میتوانیم مقدسات را در پارکهای محلهمان، درختی در حیاط خانهمان و از سوی دیگر در بدن و قلب خود تجربه کنیم. اگر دریابیم که کار ما برای حفظ منابع طبیعی و ترویج عدالت اجتماعی گاهی اوقات بی ثمر و پیش پا افتاده به نظر میرسد، میتوانیم به یاد بیاوریم که هر کاری که از روی اعتقاد عمیق قلبمان انجام میدهیم از خود گذشتگی به آنچه مقدس میدانیم است و کاری که ما از روی فداکاری انجام میدهیم، همانقدر که به سیاره زمین کمک میکند، روح ما را تغذیه میکند(Fang, 2015).
تحقیقات قبلی نشان داده است که بت پرستان بر ارتباط معنوی با طبیعت تأکید میکنندکه علاوه بر این با رفتارهای زیستمحیطی طرفدار اجتماعی آنها مرتبط است (Sommerlad-Rogers, 2014). اعتقاد بر این است که این احترام به جهان طبیعی است که باعث ایجاد عقیده محیط زیستگرایی آنها میشود. این پروژه نشان داد که نود درصد از تمام مشرکان مورد تحلیل در برخی رفتارهای زیستمحیطی درگیر هستند. در مرور گنجاندن مسائل زیستمحیطی در اعمال معنوی خود، ویکانها در مقایسه با سایر بت پرستان و درویدهای معاصر به طور قابل توجهی کمتر این محور را بیان میکردند. تأیید شد که احترام به زمین و علاوه بر این بقای سیاره و بشریت انگیزههای مهمی برای رفتارهای زیستمحیطی است. علاوه بر این، زمانی که فرد بت پرست بود و علاوه بر این گنجاندن مسائل زیستمحیطی مانند شفای زمین و ایجاد محیطی پاک تر، در اعمال معنوی آنها نیز به طور قابل توجهی با درگیر شدن در رفتارهای زیستمحیطی مرتبط بود. نه دروید بودن (رهبر مذهبی قوم سلت و کلا جادوگر سلتی) و نه ویکان بودن بر سطح رفتارهای محیطی تأثیری نداشت. به طور کلی این پروژه سطوح قابل توجهی از مشارکت در رفتارهای زیستمحیطی را با احترام معنوی به طبیعت به عنوان دلیل مهمی برای این رفتارها شناسایی کرد. ویکاها نئوپاگانهایی هستند که بستر طبیعت را میپرستند. این فرقه در سال ۱۹۵۴ به دست جرالد گارنر، جادوگر انگلیسی تاسیس شد.
بخشی از کتاب باورها و فلسفه زیست محیطی بشر انتشارات شلاک اثر دکتر محمدرضا نائیجی
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به مقدس در این گزارش ارائه شده است.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با محیط زیست و پس زمینه ذهنی بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: روژان کریمیان