وقتی دولتی برای مجری قانون خودش ارزش قائل نشود ، آیا یک قاچاقچی برای مجری ارزش قائل میشود.
در زمان شاه اگر مرد های روستا های مازندران می فهمیدند که جنگلبانی به سمت روستایشان میاد، از ده فرار میکردند و در ده فقط زنان و کودکان می ماندند که روستای انکتارود یکی از این نمونه ها است . حالا چندین بار اینها جنگلبانها را زدند و ماشینشان را خرد کردند. مردها چه خطایی کرده و چه نکرده ، فرار می کردند. آن زمان بود یک نفر اگر دسته بیلی را از جنگل می گرفت باید پاسخگو بود. شرم آور است یک قاچاقچی بی سرو پا و بی اصل و نصب مامور دولت و محافظ ارزش های جهانی را کتک بزند. آیا این بی سر و پا به امریکا و انگلیس وصل است که باید از آن بترسند و با او مدارا کنند و برای او وساطت کنند؟ شازده است؟ سازنده موشک است؟ پسر ایت الله است؟ هیچ چیز! فقط یک بی سر و پا!
در بعد از انقلاب هر جنگلبان چند بار کتک را نوش جان کرد. البته همه شان نه. بعضی از جنگلبان ترجیح دادند کتک نخورند و قاچاقیچان چوبشان را ببرند.
بعضی از جنگلبانان هم کتک خوردند و هم قاچاقچیان چوبشان را بردند.
برچسب:
نویسنده: روژان کریمیان