میگم این امریکایی ها دشمن ما هستند؛غلط میکنن. اصلا اینا مگه خدا هستن؟. چرا اینا میدونن؛ اما من نمیدونم؟. اونها اصلا مازندران نیامدن؛میخان توطئه کنن. اصلا اگر قرار بود جنگل نابود بشه؛فامیل من که مهندسه و شاسی بلند هم داره؛ بایست می دونست. اصلا شورای محل و بخشدار حرفی نزدند.
بله دوستان! تمام سرشاخه های جنگل شکسته. برف آنها را نابود کرده. واقعا مثل مریضه که نیاز به سرپرستی داره. جنگل مازندران نباشه؛ سیل مازندران را میبره و همه روستاها و شهرها را با گل و لای می پوشونه. آره زمین لخت با یک شر بارون مثل گل راه می افته همه بابل و همه شهرها و روستاهای پایین دست رو می بره زیر گل
برچسب:
نویسنده: روژان کریمیان